سلام امشب شهادت حضرت فاطمه ست و به همه تسلیت عرض میکنم

امشب خونه ی مامانی ام با خالجون

امروز رفتم یاد بود عروسی نگاه کردم ازین چیزایی که عروسا توی عروسی به مجردا میدن

خوب بودن بد نبودن حالا ایشالا دوباره برم عکس بگیرم ازشون به همسرم نشون بدم

بعدش اونم بره چند نمونه عکس بگیره ببینیم کدوم قشنگتر و خوبتره

ایشالا هفته ی قبل عید میرم مشهد دوباره واسه عید میایم شاید همسرمم بیاد

چون 13 بدر ایشالا قراره برگردیم شمال یعنی فردای عروسیم حرکت میکنیم که

13 بدر بتونیم شمال باشیم  ان شالله به سلامتی و خوشی

خدایا شکرت واسه همه چی



تاريخ : سه شنبه ۱۲ اسفند۱۳۹۳ | ۲۰:۲۷ بعد از ظهر | نویسنده : پری آسماني |
سلام دوستان من شب تولد حضرت زینب یعنی 2 شنبه شب عقد کردم

انشالله 11 فروردین جشن عروسیمه اما فعلا نمیرم خونه ی خودم تا همه چی آماده بشه

خداروظکر به خاطر همه چی ایشالاکه همه چی به خوبی و خوشی پیش بره

آمین یا رب العالمین



تاريخ : چهارشنبه ۶ اسفند۱۳۹۳ | ۱۲:۳۷ بعد از ظهر | نویسنده : پری آسماني |
امروز روز عشقه

منم میخوام به عشقم از همین فضای مجازی تبریک بگم . امیدوارم عشقمون دو طرفه باشه و مادام العمر .....

اربابم سلام!
بازم منم، خاک پایتان.
دیوانه ای که لک زده قلبش برایتان
دو چشم خیس و دلی درهوایتان
دیوانه ای که لک زده قلبش برایتان...
دلم شکسته ، دلم را نمی خری ارباب !؟
مرا به صحن بهشتت نمی بری ارباب!؟
اگر چه غرق گناهم ولی خبر دارم
تو آبروی کسی را نمی بری ارباب
چقدر خوبی و دل رحم و مهربان ، عاشق
و در دقایق عمرم شناوری ارباب
همیشه از حرمت بوی مهر می آید
شبیه باغ پر از گل معطری ارباب
تمام دفتر شعرم فدای چشمانت
که از تمام غزلهام بهتری ارباب
ولی بدون تو این شعر ها چه دلتنگند
بدون نام تو اصلا چه دفتری ارباب
در اوج بی کسی ام در خیال من هستی
تویی که یارترین یارو یاوری ارباب...
درآخر باید بگویم ...

تا قیامت زین خجالت خاک بر سر میکنم

قتلگاهت دیدم اما زنده ماندم ...



تاريخ : شنبه ۲۵ بهمن۱۳۹۳ | ۰:۳۶ قبل از ظهر | نویسنده : پری آسماني |
ایشالا خدا بخواد از فردا باید برم دنبال آرایشگاه و لباس عروس و آتلیه و طلا و حلقه و....

wow چه هیجان انگیزه

این لحظه هارو دوست دارم

من اصلا اهل جشن نبودم اما خونواده ی شوهرم اصراررررررررررر که حتما باید جشن بگیریم

آبجیمکه عاشق جشن بود نشد جشن بگیرن http://oshelam.persiangig.com/image/zarde%20kochik/cachoo.gif

خیلی دوست داشتم توی این لحظات آبجی باهام بود خیلی ذوق اینچیزارو دارهhttp://oshelam.persiangig.com/image/zarde%20kochik/chillpillsmile.gif

حالا امروز قراره جاریمو ببینم میگن دختر مهربونیه ایشالاکه همینطور باشه

احتمال خیلی زیاد ایشالا خدابخواد و مشکلی پیش نیاد عید عقدمه



تاريخ : جمعه ۱۷ بهمن۱۳۹۳ | ۱۱:۳۵ قبل از ظهر | نویسنده : پری آسماني |
دلم میخواد تا مدتی ارشد و بیخیال شم و بعد از درسم بیام

پیش مامان بابام زندگی کنم

خیلی دلتنگشونم حتی با اینکه الان پیششونم

پدرمادر واقعا چیزیه که اصلا دلم نمیخاد هیج چیز دیگه ای رو جتی آیندمو بهشون ترجیه بدم



تاريخ : چهارشنبه ۸ بهمن۱۳۹۳ | ۲۳:۳۰ بعد از ظهر | نویسنده : پری آسماني |
شدم عین یک نوجوان تازه به بلوغ رسیده که افسار احساسش از دستش در رفته

یک لحظه احساس خوشبختی میکنم لحظه ی بعدش بدبختی...

کوچیکترین و بی اهمیت ترین چیز همچین لهم میکنه که انگار با تریلی

از رو اعصابم رد شدن



تاريخ : چهارشنبه ۸ بهمن۱۳۹۳ | ۱۴:۴۸ بعد از ظهر | نویسنده : پری آسماني |
آدم چطور میتونه از خودش فرار کنه؟



تاريخ : چهارشنبه ۸ بهمن۱۳۹۳ | ۱۱:۴۲ قبل از ظهر | نویسنده : پری آسماني |
برای عموم ابوالفضل

 



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۶ بهمن۱۳۹۳ | ۱۳:۲۹ بعد از ظهر | نویسنده : پری آسماني |
سلام

دارم به آهنگ وبلاگم گوش میدم آرامش بخشه

امروز لب تاپم از دستم افتاد یک گوشه ش شکست اما خداروهزار بار شکر

هنوز سالمه و مشکل اساسی پیدا نکرد ظاهرشکه مهم نیست

پس فردا تولد داداشمه به عنوان کادو واسش گوشی جدید خریدیم اما زودتر بهش دادیم

اما کیک و حتما باید واسش بگیریم کچلمون کرد ازبس هی میگه تولد من یادتون نره

جمعه تولد بابای عزیزم بود من و داداشم واسش کیک خریدیم واسش تولدگرفتیم

خیلی خنده دار بود

5 شنبه هم تولد آیلینه بعدازظهر اما من فقط باید برم 2 ساعت بشینم و زودبرگردم

چون قراره بیان خونمون  و....

تا ببینیم خدا چی میخواد ایشالاکه همه چی خیلی خوب پیش بره و همه شاد و خوشحال باشن

آمین



تاريخ : یکشنبه ۵ بهمن۱۳۹۳ | ۲۳:۱۴ بعد از ظهر | نویسنده : پری آسماني |
بده...

خیلی بده ادم مدلش دلتنگ بشه

چون به محض تنها شدن سریع دلت میگیره

از تابستون اینجوری شدم شدیدا نیاز دارم که حتما یک دوست پیشم باشه

ازوقتی آبجی رفت دلتنگیم بازم شروع شد

انسیه هم که از پریروز ندیدمش کاش بود

اما خوبیش اینه امروز رفتم خونه ی بهاره دوست ابجی

خیلیییی دختر ماهیه دوسش دارم داره ازدواج میکنه ایشالاخوشبخت شه

5 شنبه تولد دختر دوستمههههههه چقد خوب خوشحالم ازین بابت

خداروشکر



تاريخ : جمعه ۳ بهمن۱۳۹۳ | ۲۱:۲۳ بعد از ظهر | نویسنده : پری آسماني |
آره یا نه؟

خودمم نمیدونم!



تاريخ : یکشنبه ۲۸ دی۱۳۹۳ | ۲۲:۳۴ بعد از ظهر | نویسنده : پری آسماني |
وبلاگ عزیزم

سلام  تاحالا باهات حرف نزدم چطوری؟ حمل کردن اییییییییییییییینهمه حرف چه حسی داره؟

گاهی که خوشحالم یا گاهیکه ناراحتم روی تو تاثیری داره؟؟؟

تو یجورایی دفتر خاطرات منی با این تفاوت که نمیتونم جزیات و برات بنویسم و مجبورم

یوقتایی اونچیزیکه واقعا توی دلم هست و باهات درمیون بذارم میدونی که معذورم

گاهی دلم میخواست یک وبلاگ دیگه درست کنمو آدرسشو به هیچکی ندم اما واقعا دلم نیومد

ازت دل بکنم انگار باهات انس گرفتم یجورایی خودم بزرگت کردم

میشه گفت تورو به فزندی قبول کردم

فرزندم!

کاش تو زنده بودی و میتونستی گاهی برام دعا کنی بدون اینکه خودم بهت بگم

وبلاگ خوبم همینجوری باهام باش و تنهام نذار



تاريخ : یکشنبه ۲۸ دی۱۳۹۳ | ۲۲:۲۱ بعد از ظهر | نویسنده : پری آسماني |
Engar lahze be lahze be bad shodane halam nazdik misham,khodaya dobare na taghatesh baram asun 

nist behem lotfi kon komakam kon man bishtaraz harchizi be komake to niaz daram

khodaya tanham nazar havel halena fi ahsanel hal amin



تاريخ : شنبه ۲۷ دی۱۳۹۳ | ۱۱:۸ قبل از ظهر | نویسنده : پری آسماني |
motenaferam az entezar omidvaram hese entezar dobare nayad soragham khodaya amin 



تاريخ : شنبه ۲۷ دی۱۳۹۳ | ۱:۵۹ قبل از ظهر | نویسنده : پری آسماني |
هیچ راه فراری از مرگ نیست همه یک روزی میان دنبالمون و توشه میدن دستمون و مارو راهی سفر میکنن

من خودم بشخصه چیزی ندارم واسه اون دنیام تاریکی خیلی ترسناکه چون نمیتونی ببینی چی دورو برته

خدایا قبر مارو روشن کن نورانی کن دستمون و بگیر و خواهش میکنم کمکمون کن

آمین یا رب العالمین



تاريخ : چهارشنبه ۲۴ دی۱۳۹۳ | ۲۳:۲۳ بعد از ظهر | نویسنده : پری آسماني |
فردا تحویل پروژه

ان شالله که بتونم خوب ارائه بدم آمین یا رب العالمین



تاريخ : چهارشنبه ۲۴ دی۱۳۹۳ | ۲۱:۴ بعد از ظهر | نویسنده : پری آسماني |
بلاخره امتحانم تموم شد

اما هنوز احساس سبکی نمیکنم چون باید برم پروژه مو ارائه بدم که 10 نمره داره ایشالاکه بتونم خوب ارائه بدم و

بپذیره ازمرفتم دنبال چمدونم توی اتاق خالجون و لی یهو یادم افتاد که چمدونمو داده بودم به دایی سعید

با خودش برد آمریکا من چمدون خودمو می خوام دلم واسش تنگ شده بهش وابسته شده بودم

اخه اولین چمدون شخصی خودم بود که مامان واسه خود خودم خریده بود

مامانی به جاش یک چمدون بهم داد اما چمدون من خیلی فرق داشت مارک دار بود مال انگلیس بود

بیخیال عیبی نداره

چمدون الان توی اتاقمه انقد ذوق دارمکه دلم نمیاد برم لباسامو جمع کنم

الان 2 روزه که پشت هم میرم کلاس زبان فردا هم باید 2 جلسه برم که

توی این چند وقتیکه نیستم عقب نمونم

Mashhad parisa is coming

 



تاريخ : سه شنبه ۲۳ دی۱۳۹۳ | ۲۰:۴۶ بعد از ظهر | نویسنده : پری آسماني |
فردا امتحان

my freind and i study together tonight



تاريخ : دوشنبه ۱۵ دی۱۳۹۳ | ۲۱:۲۲ بعد از ظهر | نویسنده : پری آسماني |
الان 3 شبه که با آبجی و شوهرش و خواهر شوهرش  و همسرش و دخترخاله ی بهزاد شوهرش

میریم شبا بیرون خوش گذشت بسی زیاد...

چه خوبه که آبجی اومد ]چندروز دیگه امتخانش شروع میشه باید برگرده بعدشکه امتحانم تموم شه ایشالا منم میرم و با ابجی باهم برمی گردیم

ابجی داره انتقالی میگیره بیاد اینجا خداروشکر چه خوب

زمستان خوب است حتی الانکه دارم یخ میزنم

 کاش می شد زندگی و یا خیلی عقب زد یا یکم جلو

کاش.....

گاهی ادم فکر میکنه دیگران انتخابشون کاملا غلط و غیر منطقیه

ولی وقتی همه چی اتفاق افتاد میبینی....

ای وای

هیچیز اونجوریکه فکر میکردی نیست

و همه چی درست تر از چیزیه که تو فکر میکردی

خدایا اگه آره ...پس معلوم کن زودتر خواهش میکنم

اگرم نه بازم زودتر معلوم کن

خدایا نامعلومم وضعیتم اسف باره اخ .....و جه آشفته اند لحظه هایم

یوقتایی انقدر از یکی تو خیال خودتو بقیه خوبی میشازی انقدر میسازی

که به یجا میرسی به خودت شک میکنی میگی نکنه یوقت دارم اشتباه میکنم

خدایا باکی دردمو بگم؟ کمکم کن تو خدای منی فقط خودتیکه میتونی کمکم کنی

قوطه ورم.....

خدایا شکرت

چرا گاهی حرف کم ک هیچی اصلا نمیاد؟

بخاطر بی حوصلگیه؟یا تکراری شدن؟ اوفففففف

هرچند هم تکراری شدنه هم بی حوصله شدن

آدم از یه جایی دیگه حتی حوصله ی دفاع کردن از خودشم نداره به هیچ وجه!



تاريخ : دوشنبه ۸ دی۱۳۹۳ | ۲۲:۴۱ بعد از ظهر | نویسنده : پری آسماني |
خدایا خدایی نمیفهمم اینو

ینی هرچی فکر میکنم به هرچی فکر میکنم هرجور فکر میکنم

واقعا نمی فهمم حکمتش چیه واقعا؟

تو نمیخوای ؟یااونا نمیخوان بهونه ی تورو میارن؟

 

 



تاريخ : شنبه ۶ دی۱۳۹۳ | ۰:۴ قبل از ظهر | نویسنده : پری آسماني |
اگه خدا بود اینهمه التماس میکردم شاید تاالان حاجتمو داده بود

امان از بنده هاش.....امان   امان 



تاريخ : شنبه ۶ دی۱۳۹۳ | ۰:۱ قبل از ظهر | نویسنده : پری آسماني |
یکم از لغاتی که ممکنه برای تعریف کردن راجع به محرم به کارتون بیاد



ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه ۴ دی۱۳۹۳ | ۱۱:۴۶ قبل از ظهر | نویسنده : پری آسماني |
بچه ها یکمی اینجا لغط انگلیسی که توی کلاس زبان بهمون میگن و نوشتم اگه به دردتون میخوره و خوشتون میاد

بگین بازم بنویسم اگه نه که بازم بگین که ننویسم باشه؟



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۱ دی۱۳۹۳ | ۱۸:۲ بعد از ظهر | نویسنده : پری آسماني |
و چه غریبانه روزهایمان در گذرند.....

وقتی که حواسمان نیست



تاريخ : دوشنبه ۱ دی۱۳۹۳ | ۱۳:۳۴ بعد از ظهر | نویسنده : پری آسماني |
داشتم فیلم سر به مهر و می دیدم فیلم جالبیست...دوستش میدارم .البته نه خیلی اما می دارم دقیقا زندگی یک دختر رو اومده نشون داده و چه بسیار دلنشین می باشد برای من! امشب شب یلدا بود...تموم شد شب خوبی بود دیروز کلی کار کردم واسه مهمونیه شب ماهی شکم پر و قرمه سبزی و ماست بادمجون و سالاد درست کردم آخ...یادم رفت ترشی ببرم سر سفره عیبی نداره حالاکه گذشت -بابایی هنوز مشهده -فردا باید برم دانشگاه شهریه رو بریزم -می خوام تا وقتی بابایی نیومد پیش مامانی بمونم خیلی باحاله با اینکه کار خاصی نمیکنیم اما خوبه -از دیروز تاحالا درس نخوندم my bad -همه خوابن فقط من بیدارم جناب نامزد محترم که طبق معمول زود خوابید و من مانده ام تنهای تنها لااقل میشد گاهی که حرفم میومد بهش اس ام اس میدادم تا نیاز پیدا نکنم فیلمو pause کنم تا بیام حرفامو اینجا بزنم -برای امتحان تفسیر و طراحی وب چه کنم خدایا؟؟؟؟؟؟ خدایا کمکم کن خدایا می ترسم ازین 2 درس از بقیه هم می ترسم اما ازین 2 تا بیشتر از تفسیر می ترسم چون حفظی جاتم اصلا تعریفی نداره از وب می ترسم چون تاحالا سراغش نرفتم خدایا مرسی که امتحانا داره میاد خیلی هیجان زده و ترسانم هستم -دیشبکه تو حال خوابیده بودم با مامانی مثل همیشه من بیدار بودمو مامانی خواب بود خوب حقم داشت نصف شب بود گاهی که ماشین رد میشد از خیابون صداش و خوب میشنیدم خیلی من و برده بود به دوران کودکی به اون موقع هایکه فقط تابستونا و عیدا میومدیم شمال عیدا که همیشه هوا بارونی بود صدای بارون میومد وای چقد خوب بود خدایا با اینکه گذشت اما مرسی که تجربه ش کردم خدایا من خیلی بدم چون با پسرخاله هام بد اخلاقی میکنم خدایا من خیلی خیلی بدم

- هی می خوام برم بقیه فیلم و ببینم اما دلم نمیاد دوس دارم هی اینجا بنویسم

این حسیه که خیلی کم پیش میاد



تاريخ : دوشنبه ۱ دی۱۳۹۳ | ۲:۴۶ قبل از ظهر | نویسنده : پری آسماني |
زمستونم اومد :)

تاريخ : دوشنبه ۱ دی۱۳۹۳ | ۰:۱۴ قبل از ظهر | نویسنده : پری آسماني |
پروژه-امتحان-بابایی

و دیگر هیچ



تاريخ : یکشنبه ۲۳ آذر۱۳۹۳ | ۱۷:۹ بعد از ظهر | نویسنده : پری آسماني |
فردا امتحان میانترم دارم آذر هم شروع شد و کم کم داره رو به اتمام میره

و به امتحانات پایان ترم کم کم داریم نزدیک میشیم هیجان زده میشم یوقتایی

دوست دارم زودتر بیاد امتحانات و تموم بشه



تاريخ : چهارشنبه ۱۲ آذر۱۳۹۳ | ۱۵:۲۲ بعد از ظهر | نویسنده : پری آسماني |
سلام دوستان چخبر؟منکه یه خبر جدید دارم

انش الله مراسم نامزدیم نزدیکه

امیدوارم همه ی شماهایکه مجردین به زودی زود به فرد مورد علاقه تون برسین

بی سرزمینکه خیلی وقته قاطی مرغا شده



تاريخ : یکشنبه ۹ آذر۱۳۹۳ | ۱۴:۵۴ بعد از ظهر | نویسنده : پری آسماني |
منتظرم اون روز دوست داشتنی زودتر بیاد



تاريخ : چهارشنبه ۳۰ مهر۱۳۹۳ | ۲۱:۳۸ بعد از ظهر | نویسنده : پری آسماني |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.