X
تبلیغات
دستان مهربان


دستان مهربان

فکر می کردم آدم خوبی ام!!!
نوشته شده در چهارشنبه 27 فروردین1393ساعت 11:10 بعد از ظهر توسط پری آسماني|

سلام دوستای خوبم ببخید بخاطر نبودنم

دوست کیو عید توام مبارک ان شالله که بسیاااااااااااار خوبی داشته باشی :)

تموم دوستای گلم عیدتون مبارک

نوشته شده در یکشنبه 25 اسفند1392ساعت 9:38 بعد از ظهر توسط پری آسماني|

http://upload7.ir/images/25449674758758594677.png
نوشته شده در شنبه 6 مهر1392ساعت 3:33 بعد از ظهر توسط پری آسماني|


به نسیمی همة راه به هم می‌ریزد

كی دل سنگ تو را آه به هم می‌ریزد


سنگ در بركه می‌اندازم و می‌‌پندارم

با همین سنگ زدن، ماه به هم می‌ریزد


عشق بر شانه هم چیدن چندین سنگ است

گاه می‌ماند و ناگاه به هم می‌ریزد


آنچه را عقل به یك عمر به دست آورده است

عشق یك لحظه كوتاه به هم می‌ریزد


آه، یك روز همین آه تو را می‌گیرد

گاه یك كوه به یك كاه به هم می‌ریزد

نوشته شده در شنبه 16 شهریور1392ساعت 3:12 بعد از ظهر توسط پری آسماني|

 يلدا که مي شود غزلم ضجّه مي زند


بر دفتري سياه قلم ضجه مي زند


يک دختر غريب غزل پوش مي رسد


تا صبحِ صبح در بغلم ضجه ميزند


يک دختر غريب نه!او که آشناست 


در من ،هميشه ،از ازلم ضجه مي زند


شايد خداي من شود-اي واي کفر شد


دارد مفاعلن فعلم ضجه مي زند


در کوچه هاي شعر عزي لات مي شود


حس حسادت هبلم ضجه مي زند


-


چيزي نشد!نترس!فقط چشم سرد تو


يلدا که مي شود غزلم ضجه مي زند

نوشته شده در شنبه 16 شهریور1392ساعت 1:59 بعد از ظهر توسط پری آسماني|

سلام چند وقتبه هبچکی نمیاد اینجا چخبره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
نوشته شده در سه شنبه 28 خرداد1392ساعت 10:26 بعد از ظهر توسط پری آسماني|


به کسانی که به شما حسودی میکنند احترام بگذارید...؟! زیرا اینها کسانی هستند که از صمیم قلب معتقدند شما بهتر از آنانید !

نوشته شده در شنبه 16 دی1391ساعت 10:35 بعد از ظهر توسط پری آسماني|

ده سال بعد از حال این روزام
با کافه های بی تو درگیرم
گفتم جهان بی تو یعنی مرگ
ده سال ِ رفتی و نمی میرم

ده سال بعد از حال این روزام
تو توی آغوش یکی خوابی
من گفتم و دکتر موافق نیست
تو بهتر از قرصای اعصابی

ده سال بعد از حال این روزام
من چهل سالم می شه و تنهام
با حوصله ،قرمز،سفید ، آبی
رنگین کمون می سازم از قرصام

می ترسم از هر چی که جا مونده
از ریمل ِ با گریه ها جاری
از سایه روشن های بعد از ظهر
از شوهری که دوستش داری

گرم ِ هم آغوشی و لبخندین
توُ بستر ِ بی تابتون تا صبح
تکلیف تنهاییم روشن بود
مثل چراغ ِ خوابتون تا صبح

ده سال ِ که لب هام و می بندم
با بوسه های تلخ هر جایی
ده سال ِ وقتی شعر می خونم
لبخند ِ روی صندلی هایی

یه عمر بعد از حال این روزام
یه پیرمردم توی ِ یه کافه
بارون دلم می خواد ،هوا اما
مثل موهای دخترت صافه

نوشته شده در شنبه 16 دی1391ساعت 10:33 بعد از ظهر توسط پری آسماني|



وقتی با مشتش دلم را میشکست تمام افکارم این بود که مبادا دستهایش زخم شود! 

نوشته شده در یکشنبه 10 دی1391ساعت 7:57 بعد از ظهر توسط پری آسماني|


وقتی با مشتش دلم را میشکست تمام افکارم این بود که مبادا دستهایش زخم شود!

نوشته شده در یکشنبه 10 دی1391ساعت 1:36 بعد از ظهر توسط پری آسماني|

کاری که تو کردی همان کار ناپلئون بود
طوری سوازند و ویران کرد،
که نه دیگر به درد خودش خورد نه هیچ کس دیگر...

نوشته شده در شنبه 9 دی1391ساعت 11:57 بعد از ظهر توسط پری آسماني|


دِلَم بَرای آرامِش صــــِدایَت

بَرای دوستَت دارَم هایتَ
دِلَم بَرای آغوشَت

دِلَم ،

بَرای تـــــو

تَنــــــگ شـُـــدِه!

نوشته شده در یکشنبه 3 دی1391ساعت 8:52 بعد از ظهر توسط پری آسماني|


خدایا ازخودم بدم میاد

خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

بیزارم ازخودم

ازین منه بی وجود

نوشته شده در جمعه 1 دی1391ساعت 10:22 بعد از ظهر توسط پری آسماني|

√ دیگـــــــر

به کسی نمی گویم

"دوســتت دارم"

انگار دوستت دارم های من

خداحافظ شنیده می شود ..

نوشته شده در جمعه 17 آذر1391ساعت 0:28 قبل از ظهر توسط پری آسماني|

بخدا گفتم: " بیا جهان را قسمت کنیم، آسمون واسه من ابراش مال تو، دریا مال من موجش مال تو، ماه مال من خورشید مال تو ... ".
خدا خندید و گفت: " بندگی کن، همه دنیا مال تو ... من هم مال تو ...

نوشته شده در جمعه 17 آذر1391ساعت 0:26 قبل از ظهر توسط پری آسماني|

تمام چیزی که باید از زندگی آموخت ،

تنها یک کلمه است . . . میگذرد

نوشته شده در جمعه 17 آذر1391ساعت 0:21 قبل از ظهر توسط پری آسماني|

به همه چیز عادت می کنیم
به داشته ها و نداشته هایمان
خیلی طول نمی کشد که
جلوی آینه زل بزنی به خودت
موهایت را کنار بزنی
و با خودت بگویی :
اصلا" مگر داشتی اش
مگر از اول بود ؟!
که بودن و نبودنش مهم باشد ...

نوشته شده در جمعه 10 آذر1391ساعت 0:30 قبل از ظهر توسط پری آسماني|

لحظاتی وجود دارند که دراز کشیده ای
خیره به آسمان
و یک چیزی مثل صاعقه وجودت را خالی میکند.
زیرلب میگویی:
دیگه مهم نیست!
و یك چیزی توی زندگی ات تمام میشود
.
.
بترس از روزی که دیگر برایم مهم نباشی ...
نوشته شده در جمعه 10 آذر1391ساعت 0:6 قبل از ظهر توسط پری آسماني|

از خــودم یه انبــاری سـاختــم
بـا یه عالمه حرفهــای تلــنبـار شــــده !!
کـاش مثـلِ قدیمهــا بیــای و بگی :
" اگــر حرفهـاتو بـه من نگی بـه کی بگی ؟!
نوشته شده در پنجشنبه 9 آذر1391ساعت 11:59 بعد از ظهر توسط پری آسماني|

زبــان بــسته چـــــشمم
وقـــتی نـگاهت را مــی خـــواند
احساسم را اتـــش مــی زند...
نوشته شده در پنجشنبه 9 آذر1391ساعت 11:57 بعد از ظهر توسط پری آسماني|

حد فاصل چشمهای من و تو
کبوتری زندگی می کند
که هم
نامه بری می کند
هم دلبری...
نوشته شده در پنجشنبه 9 آذر1391ساعت 11:56 بعد از ظهر توسط پری آسماني|

الکی

"صـدای گاو" در نیار !.!.!

من و تو ، دیــگه" ما "نیســـــــــتیم. . .
نوشته شده در شنبه 4 آذر1391ساعت 0:16 قبل از ظهر توسط پری آسماني|

سلام

فردا شنبه ست عید غدیره و منو ابجیم میریم خونه مادرجون چون سیده!

مامانم ساعت 5نیم پروازداشت په دلگیره رفتنش...

دلم نمیخواست انقد زودبره

تااااااااااااامحرم که یکی 2 روز بیان با باباو محمدحسین

دلم برای مامانم تنگه الان 2 سالی هستکه ازشون دوریم دلم میخواد واسه کارشناسی

برم مشهدکه نزدیکشون باشم اینجا همه چی خیلی خوبه فامیلادورو بر آدمن خونواده مامانم

خیلی دوستمون دارن و بهمون محبت میکنن اما هیچی خونواده آدم نمیشه

من دلم پدرمادرو برادرمو میخواد

انگارهرچی بزرگتر میشم وابستگیم بهشون بیشترمیشه دلم براشون تنگه

امسال آخرین عید غدیر 19 سالگیمه

دارم هی دارم بیزرگترمیشم

نوشته شده در جمعه 12 آبان1391ساعت 6:23 بعد از ظهر توسط پری آسماني|

اشتباه از تو نیــست
اشتباه از "
مــن" است...
هر جا 
رنجیـــدم به رویت نیاوردم
"
لبخنـــد" زدم
فکر کردے درد ندارد
"
محکــــم تر" زدے..
نوشته شده در چهارشنبه 10 آبان1391ساعت 2:30 بعد از ظهر توسط پری آسماني|

مگر چند بار به دنیا آمده ایم
که این‌همه می‌میریم؟ !!

نوشته شده در شنبه 6 آبان1391ساعت 9:25 بعد از ظهر توسط پری آسماني|

آدمی که منتظر است هیچ نشانه ای ندارد
هیچ نشانه خاصی!
فقط با هر صدایی برمیگردد . .

نوشته شده در شنبه 6 آبان1391ساعت 9:23 بعد از ظهر توسط پری آسماني|

همهٔ رابطه‌ها با جملهٔ " تو با بقیه فرق داری " شروع میشه . . .
و به جمله " تو هم مثل بقیه ای " ختم میشه . .

 

نوشته شده در شنبه 6 آبان1391ساعت 9:22 بعد از ظهر توسط پری آسماني|

یادم باشد دیگر هرگز خاطره هایم را کند و کاو نکنم!
مثل آتش زیر خاکستر می ماند...
حساب از دستم در رفته...
چندمین بار است که با یاد نگاه آخرت آتش می گیرم...؟
 

نوشته شده در شنبه 6 آبان1391ساعت 9:21 بعد از ظهر توسط پری آسماني|

اشتباه نکنیـــــد !

هیـــچ چیـــز ....

از هیــــچ کس ؛بعیـــــد نیســـــــت ... !!

نوشته شده در شنبه 6 آبان1391ساعت 6:5 بعد از ظهر توسط پری آسماني|

به هر كه ميگويم ((تو)) به خودش ميگيرد!!
چه ساده اند اينها...
نميدانند هيچكس براي من ((تو))نميشود...!!
نوشته شده در یکشنبه 30 مهر1391ساعت 4:12 بعد از ظهر توسط پری آسماني|


آخرين مطالب
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»

Design By : Pichak