دستان مهربان


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه ۶ مرداد۱۳۹۴ساعت ۲۳:۴۲ بعد از ظهر توسط پری آسماني|

یاد اینجا بخیر

نوشته شده در پنجشنبه ۱ مرداد۱۳۹۴ساعت ۱:۳۱ قبل از ظهر توسط پری آسماني|

شلام دوستان عروسی هم تموم شد

11 فروردین بود خداروشکر که همه چی گذشت و کم و بیش خوب گذشت

و من دیگه از مسئولیتش در اومدم

خداروشکر که یک جاری خیلی خیلی خوب دارم و باهم خوبیم

کلا خونواده همسرمو خیلی دوست دارم

پدرشوهر مادر شوهر مهربون و خوبی دارم و همه شونم برون گرا هستن و احساساتشون و

ابراز میکنن و پدر شوهرم هروقت بهم پیام میده اخرش میگه دوستت دارم

ان شالله خدا بخاد ترم آخرم و امیدوارم درسامو خوب پاس کنم

خدایا به همه ی جوونا کمک کن که بتونن ازدواج خوبی داشته باشن و به خونواده ها

کمک کن که بتونن بچه هاشون و سروسامون بدن

خدایا به همه ی پدر مادرا این قدرت و بده که به جای ایجاد مشکل تو زندگی بچه هاشون

یکمی نصیحت درست بکننشون و کاری کننکه بچه هاشون بیشتر همسراشون و دوست داشته باشن

خدایا قلب خونواده هارو انقدر وسیع کن که از چیزای کوچیک دلخور نشن

نوشته شده در چهارشنبه ۲۶ فروردین۱۳۹۴ساعت ۱۶:۴۸ بعد از ظهر توسط پری آسماني|

سلام امشب شهادت حضرت فاطمه ست و به همه تسلیت عرض میکنم

امشب خونه ی مامانی ام با خالجون

امروز رفتم یاد بود عروسی نگاه کردم ازین چیزایی که عروسا توی عروسی به مجردا میدن

خوب بودن بد نبودن حالا ایشالا دوباره برم عکس بگیرم ازشون به همسرم نشون بدم

بعدش اونم بره چند نمونه عکس بگیره ببینیم کدوم قشنگتر و خوبتره

ایشالا هفته ی قبل عید میرم مشهد دوباره واسه عید میایم شاید همسرمم بیاد

چون 13 بدر ایشالا قراره برگردیم شمال یعنی فردای عروسیم حرکت میکنیم که

13 بدر بتونیم شمال باشیم  ان شالله به سلامتی و خوشی

خدایا شکرت واسه همه چی

نوشته شده در سه شنبه ۱۲ اسفند۱۳۹۳ساعت ۲۰:۲۷ بعد از ظهر توسط پری آسماني|

سلام دوستان من شب تولد حضرت زینب یعنی 2 شنبه شب عقد کردم

انشالله 11 فروردین جشن عروسیمه اما فعلا نمیرم خونه ی خودم تا همه چی آماده بشه

خداروظکر به خاطر همه چی ایشالاکه همه چی به خوبی و خوشی پیش بره

آمین یا رب العالمین

نوشته شده در چهارشنبه ۶ اسفند۱۳۹۳ساعت ۱۲:۳۷ بعد از ظهر توسط پری آسماني|

امروز روز عشقه

منم میخوام به عشقم از همین فضای مجازی تبریک بگم . امیدوارم عشقمون دو طرفه باشه و مادام العمر .....

اربابم سلام!
بازم منم، خاک پایتان.
دیوانه ای که لک زده قلبش برایتان
دو چشم خیس و دلی درهوایتان
دیوانه ای که لک زده قلبش برایتان...
دلم شکسته ، دلم را نمی خری ارباب !؟
مرا به صحن بهشتت نمی بری ارباب!؟
اگر چه غرق گناهم ولی خبر دارم
تو آبروی کسی را نمی بری ارباب
چقدر خوبی و دل رحم و مهربان ، عاشق
و در دقایق عمرم شناوری ارباب
همیشه از حرمت بوی مهر می آید
شبیه باغ پر از گل معطری ارباب
تمام دفتر شعرم فدای چشمانت
که از تمام غزلهام بهتری ارباب
ولی بدون تو این شعر ها چه دلتنگند
بدون نام تو اصلا چه دفتری ارباب
در اوج بی کسی ام در خیال من هستی
تویی که یارترین یارو یاوری ارباب...
درآخر باید بگویم ...

تا قیامت زین خجالت خاک بر سر میکنم

قتلگاهت دیدم اما زنده ماندم ...

نوشته شده در شنبه ۲۵ بهمن۱۳۹۳ساعت ۰:۳۶ قبل از ظهر توسط پری آسماني|

ایشالا خدا بخواد از فردا باید برم دنبال آرایشگاه و لباس عروس و آتلیه و طلا و حلقه و....

wow چه هیجان انگیزه

این لحظه هارو دوست دارم

من اصلا اهل جشن نبودم اما خونواده ی شوهرم اصراررررررررررر که حتما باید جشن بگیریم

آبجیمکه عاشق جشن بود نشد جشن بگیرن http://oshelam.persiangig.com/image/zarde%20kochik/cachoo.gif

خیلی دوست داشتم توی این لحظات آبجی باهام بود خیلی ذوق اینچیزارو دارهhttp://oshelam.persiangig.com/image/zarde%20kochik/chillpillsmile.gif

حالا امروز قراره جاریمو ببینم میگن دختر مهربونیه ایشالاکه همینطور باشه

احتمال خیلی زیاد ایشالا خدابخواد و مشکلی پیش نیاد عید عقدمه

نوشته شده در جمعه ۱۷ بهمن۱۳۹۳ساعت ۱۱:۳۵ قبل از ظهر توسط پری آسماني|

دلم میخواد تا مدتی ارشد و بیخیال شم و بعد از درسم بیام

پیش مامان بابام زندگی کنم

خیلی دلتنگشونم حتی با اینکه الان پیششونم

پدرمادر واقعا چیزیه که اصلا دلم نمیخاد هیج چیز دیگه ای رو جتی آیندمو بهشون ترجیه بدم

نوشته شده در چهارشنبه ۸ بهمن۱۳۹۳ساعت ۲۳:۳۰ بعد از ظهر توسط پری آسماني|

شدم عین یک نوجوان تازه به بلوغ رسیده که افسار احساسش از دستش در رفته

یک لحظه احساس خوشبختی میکنم لحظه ی بعدش بدبختی...

کوچیکترین و بی اهمیت ترین چیز همچین لهم میکنه که انگار با تریلی

از رو اعصابم رد شدن

نوشته شده در چهارشنبه ۸ بهمن۱۳۹۳ساعت ۱۴:۴۸ بعد از ظهر توسط پری آسماني|

آدم چطور میتونه از خودش فرار کنه؟

نوشته شده در چهارشنبه ۸ بهمن۱۳۹۳ساعت ۱۱:۴۲ قبل از ظهر توسط پری آسماني|

برای عموم ابوالفضل

 

نوشته شده در دوشنبه ۶ بهمن۱۳۹۳ساعت ۱۳:۲۹ بعد از ظهر توسط پری آسماني|

سلام

دارم به آهنگ وبلاگم گوش میدم آرامش بخشه

امروز لب تاپم از دستم افتاد یک گوشه ش شکست اما خداروهزار بار شکر

هنوز سالمه و مشکل اساسی پیدا نکرد ظاهرشکه مهم نیست

پس فردا تولد داداشمه به عنوان کادو واسش گوشی جدید خریدیم اما زودتر بهش دادیم

اما کیک و حتما باید واسش بگیریم کچلمون کرد ازبس هی میگه تولد من یادتون نره

جمعه تولد بابای عزیزم بود من و داداشم واسش کیک خریدیم واسش تولدگرفتیم

خیلی خنده دار بود

5 شنبه هم تولد آیلینه بعدازظهر اما من فقط باید برم 2 ساعت بشینم و زودبرگردم

چون قراره بیان خونمون  و....

تا ببینیم خدا چی میخواد ایشالاکه همه چی خیلی خوب پیش بره و همه شاد و خوشحال باشن

آمین

نوشته شده در یکشنبه ۵ بهمن۱۳۹۳ساعت ۲۳:۱۴ بعد از ظهر توسط پری آسماني|

http://upload7.ir/images/25449674758758594677.png
نوشته شده در شنبه ۶ مهر۱۳۹۲ساعت ۱۵:۳۳ بعد از ظهر توسط پری آسماني|


به نسیمی همة راه به هم می‌ریزد

كی دل سنگ تو را آه به هم می‌ریزد


سنگ در بركه می‌اندازم و می‌‌پندارم

با همین سنگ زدن، ماه به هم می‌ریزد


عشق بر شانه هم چیدن چندین سنگ است

گاه می‌ماند و ناگاه به هم می‌ریزد


آنچه را عقل به یك عمر به دست آورده است

عشق یك لحظه كوتاه به هم می‌ریزد


آه، یك روز همین آه تو را می‌گیرد

گاه یك كوه به یك كاه به هم می‌ریزد

نوشته شده در شنبه ۱۶ شهریور۱۳۹۲ساعت ۱۵:۱۲ بعد از ظهر توسط پری آسماني|

 يلدا که مي شود غزلم ضجّه مي زند


بر دفتري سياه قلم ضجه مي زند


يک دختر غريب غزل پوش مي رسد


تا صبحِ صبح در بغلم ضجه ميزند


يک دختر غريب نه!او که آشناست 


در من ،هميشه ،از ازلم ضجه مي زند


شايد خداي من شود-اي واي کفر شد


دارد مفاعلن فعلم ضجه مي زند


در کوچه هاي شعر عزي لات مي شود


حس حسادت هبلم ضجه مي زند


-


چيزي نشد!نترس!فقط چشم سرد تو


يلدا که مي شود غزلم ضجه مي زند

نوشته شده در شنبه ۱۶ شهریور۱۳۹۲ساعت ۱۳:۵۹ بعد از ظهر توسط پری آسماني|

سلام 11 روز دیگه عروسیه دایی میلاد و ساراست

منتظرم زودتراین روزها طی بشه تا عروسی زودتربیاد

انشالله دوستام فاطمه و معصومه هم قراره بیان اگه ارزو مشافرت نره ایشالا اونهم میاد

یوقتایی هیجان زده میشم و دوست دارم راجع به مدل مو و لباس و اینا بایکی حرف بزنم ولی ابجیم که گرگانه مامانمم که چیزی نمیگه هرچی میگم یا فقط سرتکون میده یا عکس العملی نشون نمیده ایشالاقراره شنبه ابجی بیاد اینجا چون برای دانشگاش تصمیم گرفت پیش مامان اینا باشه و باید ثبت نام کنه

خیلی دلم میخواست من این روزهاکه کارای عروسی رو انجام میدن پیش خالجون میبودم و کمکش میکردم چون همه ی کارها به عهده ی خالجونه مثل عروسیه دایی سعید که همه ی کارهارو خالجون کرد

شنبه عروسیه خواهر انسیه همکلاسیه کلاس زبانمه اولین باره که میخوام یک عروسیه تربتی برم

البته اونا مال درگز هستن اما شوهر محدثه (خواهر انسیه) تربتیه

دلم تنگ شده واسه روزهاییکه اینجا همه ش خاطره مینوشتم

یادش بخیر

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳ شهریور۱۳۹۲ساعت ۱۵:۵۲ بعد از ظهر توسط پری آسماني|

سلام چند وقتبه هبچکی نمیاد اینجا چخبره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
نوشته شده در سه شنبه ۲۸ خرداد۱۳۹۲ساعت ۲۲:۲۶ بعد از ظهر توسط پری آسماني|


به کسانی که به شما حسودی میکنند احترام بگذارید...؟! زیرا اینها کسانی هستند که از صمیم قلب معتقدند شما بهتر از آنانید !

نوشته شده در شنبه ۱۶ دی۱۳۹۱ساعت ۲۲:۳۵ بعد از ظهر توسط پری آسماني|

ده سال بعد از حال این روزام
با کافه های بی تو درگیرم
گفتم جهان بی تو یعنی مرگ
ده سال ِ رفتی و نمی میرم

ده سال بعد از حال این روزام
تو توی آغوش یکی خوابی
من گفتم و دکتر موافق نیست
تو بهتر از قرصای اعصابی

ده سال بعد از حال این روزام
من چهل سالم می شه و تنهام
با حوصله ،قرمز،سفید ، آبی
رنگین کمون می سازم از قرصام

می ترسم از هر چی که جا مونده
از ریمل ِ با گریه ها جاری
از سایه روشن های بعد از ظهر
از شوهری که دوستش داری

گرم ِ هم آغوشی و لبخندین
توُ بستر ِ بی تابتون تا صبح
تکلیف تنهاییم روشن بود
مثل چراغ ِ خوابتون تا صبح

ده سال ِ که لب هام و می بندم
با بوسه های تلخ هر جایی
ده سال ِ وقتی شعر می خونم
لبخند ِ روی صندلی هایی

یه عمر بعد از حال این روزام
یه پیرمردم توی ِ یه کافه
بارون دلم می خواد ،هوا اما
مثل موهای دخترت صافه

نوشته شده در شنبه ۱۶ دی۱۳۹۱ساعت ۲۲:۳۳ بعد از ظهر توسط پری آسماني|



وقتی با مشتش دلم را میشکست تمام افکارم این بود که مبادا دستهایش زخم شود! 

نوشته شده در یکشنبه ۱۰ دی۱۳۹۱ساعت ۱۹:۵۷ بعد از ظهر توسط پری آسماني|


وقتی با مشتش دلم را میشکست تمام افکارم این بود که مبادا دستهایش زخم شود!

نوشته شده در یکشنبه ۱۰ دی۱۳۹۱ساعت ۱۳:۳۶ بعد از ظهر توسط پری آسماني|

کاری که تو کردی همان کار ناپلئون بود
طوری سوازند و ویران کرد،
که نه دیگر به درد خودش خورد نه هیچ کس دیگر...

نوشته شده در شنبه ۹ دی۱۳۹۱ساعت ۲۳:۵۷ بعد از ظهر توسط پری آسماني|


دِلَم بَرای آرامِش صــــِدایَت

بَرای دوستَت دارَم هایتَ
دِلَم بَرای آغوشَت

دِلَم ،

بَرای تـــــو

تَنــــــگ شـُـــدِه!

نوشته شده در یکشنبه ۳ دی۱۳۹۱ساعت ۲۰:۵۲ بعد از ظهر توسط پری آسماني|


خدایا ازخودم بدم میاد

خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

بیزارم ازخودم

ازین منه بی وجود

نوشته شده در جمعه ۱ دی۱۳۹۱ساعت ۲۲:۲۲ بعد از ظهر توسط پری آسماني|

√ دیگـــــــر

به کسی نمی گویم

"دوســتت دارم"

انگار دوستت دارم های من

خداحافظ شنیده می شود ..

نوشته شده در جمعه ۱۷ آذر۱۳۹۱ساعت ۰:۲۸ قبل از ظهر توسط پری آسماني|

بخدا گفتم: " بیا جهان را قسمت کنیم، آسمون واسه من ابراش مال تو، دریا مال من موجش مال تو، ماه مال من خورشید مال تو ... ".
خدا خندید و گفت: " بندگی کن، همه دنیا مال تو ... من هم مال تو ...

نوشته شده در جمعه ۱۷ آذر۱۳۹۱ساعت ۰:۲۶ قبل از ظهر توسط پری آسماني|

تمام چیزی که باید از زندگی آموخت ،

تنها یک کلمه است . . . میگذرد

نوشته شده در جمعه ۱۷ آذر۱۳۹۱ساعت ۰:۲۱ قبل از ظهر توسط پری آسماني|

به همه چیز عادت می کنیم
به داشته ها و نداشته هایمان
خیلی طول نمی کشد که
جلوی آینه زل بزنی به خودت
موهایت را کنار بزنی
و با خودت بگویی :
اصلا" مگر داشتی اش
مگر از اول بود ؟!
که بودن و نبودنش مهم باشد ...

نوشته شده در جمعه ۱۰ آذر۱۳۹۱ساعت ۰:۳۰ قبل از ظهر توسط پری آسماني|

لحظاتی وجود دارند که دراز کشیده ای
خیره به آسمان
و یک چیزی مثل صاعقه وجودت را خالی میکند.
زیرلب میگویی:
دیگه مهم نیست!
و یك چیزی توی زندگی ات تمام میشود
.
.
بترس از روزی که دیگر برایم مهم نباشی ...
نوشته شده در جمعه ۱۰ آذر۱۳۹۱ساعت ۰:۶ قبل از ظهر توسط پری آسماني|

از خــودم یه انبــاری سـاختــم
بـا یه عالمه حرفهــای تلــنبـار شــــده !!
کـاش مثـلِ قدیمهــا بیــای و بگی :
" اگــر حرفهـاتو بـه من نگی بـه کی بگی ؟!
نوشته شده در پنجشنبه ۹ آذر۱۳۹۱ساعت ۲۳:۵۹ بعد از ظهر توسط پری آسماني|


آخرين مطالب
»
»
»
»
»
» ولنتاین
»
»
» افسار گسیخته
»

Design By : Pichak